مقدمه:

مديران سازمانها براي ادامه حيات خود در قرن حاضر، بايد مجموعه اي از قواعد ودستورالعملهايي را در ذهن بپرورانند. در گذشته هاي نه چندان دور اين مديران براين اعتقاد بودند كه داراييهاي مادي تضمين كننده قدرت رقابتي آنان است . در قرن جديد،موفقيت با شركتهايي است كه راه خود را به آينده از هم اكنون شناخته اند، نه آنهايي كه داراي اموال بسياري در ترازنامه هاي خود هستند. با ظهور فناوريهاي جديد به ويژه اينترنت ، شركتها دچار تغييرات و تحولات اساسي شده اند كه خود كمتر از يك انقلاب نيست . كه اين بار اين انقلاب به هرگوشه از جهان تسري يافته است .

ممكن است در قرن 21 شركتهايي ظهور كنند كه به طور كامل با شركتهايي كه به شكل گيري آنها كمك كرده متفاوت باشند. در واقع بسياري از مديران گذشته ، بايد آنچه رادر گذشته فرا گرفته اند فراموش كنند. رهبران گذشته براين اعتقاد بودند كه ايجاد روح رقابت در ميان كاركنان موجب بالارفتن انگيزه در ميان كاركنان و تضمين كننده موفقيت آنان مي شود.


با رونق گرفتن فعاليتهاي تجاري ، رهبر هر سازماني مي خواست يك شركت پايدار وجاودانه را بنا نهد اما در قرن جديد بسياري از شركتها موقتي خواهند بود. زيرا شركتهاي حامي اين نوع شركتها، آنها را فقط براي آفرينش فناوريها و محصولات جديد ايجادمي كنند و حيات آنها نيز تا زماني است كه اين وظيفه را به پايان برسانند كه در نهايت همه عوامل فوق سازمانها را به سمت مجازي شدن سوق مي دهد.

يك سازمان مجازي ، سازماني است كه همه كارمندان ، فراي مرزها و محدوديتها بايكديگر كار مي كنند و اين مرزها مي تواند جغرافيايي يا سازماني باشد. و معمولا وسيله ارتباطي آنان به وسيله تكنولوژي اطلاعات تسهيل مي شود.